الشيخ رسول جعفريان

641

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

سلطهء اسلام در آمده بود ، به عنوان يك نيروى نظامى حضور داشته و به مكه يا مدينه لشكركشى كنند . آنان بايد دير يا زود خود را تسليم شرايط جديد مىكردند . زمانى كه صحبت بازگشت شد ، عده‌اى اظهار مخالفت كردند و كسانى نزد عمر رفتند ، اما او كه تجربه حديبيه را داشت گفت : من آن روز را ديدم ، روزى كه چنان شكّى كردم و با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آن گونه سخن گفتم كه‌اى كاش چنين نمىكردم . « 1 » به هر روى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم طائف را رها كرده و پس از چندى وفد طائف در مدينه به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رسيد و اسلام در ثقيف رواج يافت . در طى محاصرهء طائف ، چند حادثهء قابل ذكر وجود دارد . از جمله آن كه اولين بار حكم قصاص در آنجا اجرا درآمد . مردى ازبنى ليث ، شخصى از هُذَيل را به عمد كشته بود و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حكم قصاص را اجرا كرد . اگر اين سخن « فكان اوّل دم اقيد به فى الاسلام » « 2 » درست باشد ، معلوم مىشود كه پيش آن حكم قصاص در مدينه اجرا نمىشده است . حادثهء ديگر مربوط به شخصى به نام ماتع است كه از موالى خالهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوده است . حضرت شنيد كه او به خالد بن وليد گفته است : زمانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم طائف را گشود از « باديه دختر غيلان » غفلت نكن كه از زيبايى چنين است و چنان ، و آن گونه كه شاعر گفته است كه « نگاه ديگران را بر خود ثابت مىدارد و چهره‌اش گوشت آلود نيست و سپيديى آن گلگونه است » . حضرت كه چنين روحيه‌اى را در او ديد ، دستور داد تا به نقطه‌اى دور از مدينه در اطراف آن تبعيد شود . بعدهاكه براى نيازهايشان شكايت كردند حضرت اجازه داد تا هر جمعه به مدينه آيند . پس از آن تا پايان خلافت عمر نيز در آنجا بودند و زمانى كه عثمان به خلافت رسيد بازگشتند . « 3 » نكتهء ديگر در اينجا خبرى است كه فَسَوى نقل كرده است ؛ او از عبد الرحمن بن عوف نقل مىكند كه پس از فتح مكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بسوى طائف رفته آن را هيجده يا نوزده روز در محاصره گرفت اما گشوده نشد ؛ پس از آن در ميان مردم برخاسته فرمود : مردم ! رفتن من از ميان شما نزديك شده است ، من شما را به عترت خودم توصيهء مىكنم ، وعدهء من و شما حوض كوثر خواهد بود . به خدا كه جانم در اختيار اوست سوگند كه مىبايست نماز را اقامه كرده زكات را بپردازيد ، در غير اين صورت ، كسى را از خودم يا چونان خودم

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 3 ، ص 936 ( 2 ) . السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 482 ؛ المغازى ، ج 3 ، ص 927 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 5 ، ص 557 ( 3 ) . المغازى ، ج 3 ، صص 934 - 33